حضور شرکت آرین سلامت سینا در دومین کنگره بین المللی استروک


دومین کنگره بین المللی و هشتمین همایش کشوری استروک در تاریخ 1 تا 3 مهر ماه 1394 همزمان با ایام عید سعید قربان در شهر زیبای شیراز برگزار گردید. این کنگره در طی سه روز به همت مرکز تحقیقات نورولوژی بالینی دانشگاه علوم پزشکی شیراز و انجمن سکته مغزی ایران در هتل بزرگ شیراز واقع در دروازه قرآن برگزار شد. دبیر اجرایی کنگره طی پیامی اهداف و اولویت های برپایی این کنگره را بدین شرح اعلام داشت: سکته مغزی بیماری خطرناکی است که منجر به معلولیت و مرگ و میر در سطح جامعه می گردد. در کشور ما، در مقایسه با کشورهای غربی و کشورهای خاورمیانه و آسیای میانه تعداد بیماران جوانتر مبتلا به سکته مغزی بیشتر است. جامعه متخصصین مغز و اعصاب بایستی آگاهی بیشتری نسبت به ابزارهای تشخیصی و درمانی نوین پیدا کنند. همچنین سیاستگذاران حوزه سلامت بایستی بودجه بیشتری برای پیشگیری و درمان سکته مغزی اختصاص دهند. دکتر افشين برهاني حقيقي، متخصص بيماري هاي مغز و اعصاب و فلوشيپ نورولوژي عروقي- مداخله اي همچنين ادامه داد: از اين رو بسيار مهم است که دلايل و عوامل منجر به اين بيماري را يافت و از علل ايجاد کننده آن پيشگيري کرد. همچنين ضروري است علائم سکته مغزي را به مردم آموزش داد و پزشکان را در مورد اين علائم و تشخيص زودرس و بهينه سکته مغزي آگاه کرد. ضمن اين که درمان هاي جديد سکته مغزي را در کشور بايد جايگزين روش هاي قديمي تر کرد.
برای این کنگره تعدادی از نام آورترین اساتید اروپایی و آمریکایی از دانشگاه های معتبر جهان مثل دانشگاه سنت لوئیس آمریکا، دانشگاه مینه سوتا، دانشگاه شیکاگو، دانشگاه مونیخ آلمان و دانشگاه هیوستون آمریکا به عنوان سخنران کلیدی دعوت شده بودند و همچنین شاهد حضور چشمگیر دانش پژوهان و فرهیختگان عرصه پزشکی از سراسر کشورمان بودیم. محورهای کنگره شامل :
همه گیر شناسی سکته مغز، پیش گیری از سکته مغزی، درمان سکته حاد، ترومبولیز، واحدهای مراقبت ویژه سکته مغزی، خونریزی مغزی، آنوریسم، مالفورماسیون های عروقی، ترومبوز سینوس وریدی، تصویر برداری سکته مغزی، سکته در بیماریهای داخلی و قلب و عروق، نورولوژی مداخله ای، بازتوانی سکته مغزی و پرستاری سکته مغزی بود.
شرکت آرین سلامت سینا بعنوان اسپانسر در این کنگره مهم حضور یافته و محصولات مفید و مرتبط خود را برای متخصصان و پزشکان این حوزه معرفی نمود. سرکار خانم برهانی حقیقی نماینده شرکت آرین سلامت سینا در شهر شیراز در غرفه شرکت حضور داشته و به سوالات بازدیدکنندگان پاسخ می داد.
متن سخنرانی‌ آقای دکتر افشین برهانی حقیقی به مناسبت اختتامیه دومین کنگره بین المللی سکته مغزی ایران:

اصولاً این شیرازی ها آدم های تنبلی هستند یعنی از دو هزار و پانصد، ششصد سال پیش تنبل بودند. مثلاً این ستون های چند ده متری کاخ تاچارا و آپادانا را که می بینید اسلاف این شیرازی ها همین طور لمیده و خمیده علم کردند و بر فراز آن آسمانه ی پرنیان زدند، بدون هیچ برده ای، بدون هیچ بهره کشی ای. بعد از حمله اعراب اولین شهر- دولت را در زمان آل بویه همین شیرازی های تنبل برآوردند. نمونه های این تنبلی شیرازی ها در تاریخ الی النهایه است. مثلاً این سعدی را نگاه کنید از روی تنبلی محض نصف برّ مسکون را گشت و تجارب آن را در گلستان و بوستان چنان جاودانه کرد که هنوز که هنوز است اگر بخواهیم زندگی اجتماعی عقلانی داشته باشیم باید از رویشان مشق بنویسیم. یا همین حافظ همین جور بدون سرمایه فکریِ ” قران زبر بخوانی در چارده روایت” یک غزل هایی از خودش صادر میکرد و بعد هم از بس تنبل بود آنها را بازنویسی و بهنویسی نمی کرد که سالها بعد مصلحانش انگشت به دهان بمانند که بالاخره” من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم “یا” من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم” اصولاً این شیرازیها از بس تنبل اند بسیار هم اهل حزب باد هستند. مثلاً همین جهانگیرخان صور اسرافیل شیرازی که اصلاً حوصله ی مخالفت با محمد علی شاه را نداشت و همینجور کاهلانه گوشه زندان باغشاه در غل و زنجیر جان به جان آفرین تسلیم کرد یا کریم پور شیرازی را که بخاطر تنبلی مفرط در مخالفت با محمد رضا شاه و اشرف زنده زنده درآتش سوزاندنش. من نمیدانم با این تن آسانی این شیرازی ها چگونه اولبن شهر با لوله کشی آب شدند؟ چگونه اولین لوله کشی‌ گاز طبیعی را داشتند؟ چگونه قطب پیوند اعضا ایران هستند؟ دانشگاه هایش چطور با یک دهم بودجه مرکز، حداقل به همان اندازه مقاله های اصیل تولید می کنند؟ و چگونه چرخ اقتصادش اگر نه خیلی با صنعت لااقل با ساخت وساز و تجارت میگردد؟ روزی که یکی دو سال پیش تصمیم گرفتیم که این کنگره را برگزار کنیم: « ندانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون.» برای برپایی این کنگره چهارده هزاروهفتصد ونود وپنج لیتر قهوه و نسکافه، و سه میلیارد و هشتصد و پنجاه و سه میلیون و دویست و یازده پیکوگرم نورآدرنالین و یک عدد خیلی‌ بزرگتری آ تی‌ پی‌ مصرف شده است.همین الان هم معاونت پژوهشی وزارت بهداشت و دفتر حفاظت منافع ایران در آمریکا اسم من را در لیست مزاحم تلفنی ثبت کرده اند. این کنگره کوچک با حدود ۴۰۰ شرکت کننده، ۶ سخنران خارجی‌،۴۰ سخنران داخلی‌، ۶ کارگاه عملی‌، ۱۰ عمل سنگین با مشارکت جراحان بین‌المللی را هم بگذارید به حساب تنبلی مفرط شیرازی ها. در پایان کنگره معمول است که از کلیه ی کسانی که یاری کرده اند تشکر کنند. من می ترسم کسی را از قلم بیندازم و مدیون و مرهونش شوم. این است که از همه تشکر می کنم. ازهمه کسانی که دلشان برای این مرز و بوم می تپد و سعادت و سرافرازی این مردم را می خواهند. از همه کسانی که واسطه خیر شدند برای برگزاری این کنگره ، از همه ی شرکت های پشتیبان، از انجمن متخصصین مغزواعصاب ایران ، از انجمن سکته مغزی ایران، از شرکت چتر سفید به عنوان برگزار کننده. از آموزگارانم ، از آباء بخش نورولوژی شیراز که آن را تاسیس کردند، برای آن وقت گذاشتند و آن را پیش بردند. باشد که این میوه ی کوچکی باشد از ثمره های فراوان این باغ. از دانشجویان همکار، یاوران بی دریغ که به طرز تمثیل گونه ای از همه جای ایران بودند : ترک و کرد و بلوچ. این کنگره را تقدیم می کنم به‌ اندک کوچه باغ های‌ مانده ی قصرالدشت، به آن بنگاه محصور در سروناز باغ ارم، به حوض سعدیه که در آن سکه می اندازیم، به حافظیه در پاییز، به خیابان وصال که قدمگاه عشاق نسل قبل من بود، به سینما سعدی و ملاصدرا، به قلب دنیا چهارراه زند. این کنگره را تقدیم می کنم به شهرم که مکان نیست، منش است. به روا داری ارجمند مردمان شهرم که غریب گداز نبوده اند و نیستند، به فلسفه ی زندگی مردمان اصیلش که می دانند عطر بهار نارنج اردیبهشت شیراز ابدی نیست. لذت لحظه را می فهمند. این کنگره را تقدیم می کنم به پدرم زوربای ایرانی و مادرم عظمت سازگاری. به زنم شاخ نبات ودخترم نور دیده. بخاطر همه ساعت هایی که به خاطر این کنگره پای تلفن وکامپیوتر از آنها دریغ کردم. سی‌ و یک سال پیش دراوج جنگ ایران و عراق قرار بود کنفرانس سران سازمان عدم تعهد در بغداد برگزار شود. صدام هم بغداد را دومین شهر امن جهان خوانده بود. یه مرد مثل یه کوه بلند، مثل یه خواب کوتاه، شکاری اش را پراند و رفت و رفت، سپر محافظتی بغداد را شکست وپالایشگاه الدوره را زد. وقتی داشت برمی گشت، شکاری اش را زدند. با وجودی که می توانست اجکت کند و اسیر شود، هواپیمایش را به هتل محل برگزاری کنفرانس در بغداد کوباند و آتش زد به جان دشمن. همه ی رنج و سرمستی برگزاری این کنگره را تقدیم می کنم به شرف شیراز، عباس دوران. به افتخار خانواده ا‌ش به پا می ایستیم.
دکتر افشین برهانی حقیقی‌ سوم مهر ۱۳۹۴ خورشیدی

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *